تبليغاتX
عشق من عاشقم باش

خداحافظ

دوستای گلم

این وبلاگو واسه همیشه بستم!!

همتونو دوست دارم و دلم واسه همتون تنگ میشه.....


 

نوشته شده توسط مرضیه در 87/08/04 ساعت 1:49 موضوع | لینک ثابت


عکس


 

نوشته شده توسط مرضیه در 87/06/12 ساعت 2:26 موضوع | لینک ثابت


زندگی بی تو نمیشه

نمي دونم چرا وفا نداشتي... نمي دونم چرا تنهام گذاشتي....

 نمي خوام که بگم تو بي وفايي مي دونم که تو اينطور نمي خواستي .

نمي شه که دوباره تو بيايي مي دونم اين چيزا هيچ وقت نمي شه.

 نمي خوام اين جوري تنها بمونم نمي دونم چرا؟ اما نمي شه.

 نمي تونم بگم دوستت ندارم.نمي دونم....

دروغ سخته.هميشه نمي خوام فکر کني تنها ترينم اما دروغ چرا؟

 تنها ترينم....نمي خوام که بري واسه هميشه پس اينو خوب بدون زندگی بي تو نمي شه.....


 


 

نوشته شده توسط مرضیه در 87/05/17 ساعت 2:0 موضوع | لینک ثابت


عشق

 عشق يعني دستهايم ماله توست / چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند /ميكشد مارا و كتمان ميكند/آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست


 

نوشته شده توسط مرضیه در 87/04/30 ساعت 23:51 موضوع | لینک ثابت


خدا جون.....

خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟؟

بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری؟؟

خدا جون میگن تو خوبی مثل مادرا میمونی,اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟؟

خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟ من میخوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن....

من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟؟؟

خدا جون تو تنها هستی می دونی تنهایی سخته....

زنده بودن یا مردن واسه من فرقی نداره,اون می خواد که من نباشم باشه اشکالی نداره.....

خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت اما عمر اون زیاد شه حتی واسه ی یه ساعت......


 

نوشته شده توسط مرضیه در 87/02/02 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت


یادگاری

گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه می تونی ؟ گفت : آره سخت نیست ، آسونه. گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه. یه خنجر برداشت . گفتم این چیه ؟ گفت : سیسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی . خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت . دوست دارم.


 

نوشته شده توسط مرضیه در 87/01/07 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت


اجازه هست؟؟؟

اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات؟ شب كه مياديواش يواش با چشمك ستاره هاش,اجازه هست ازآسمون ستاره كش برم برات؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم ؟تو هم بگي دوسم داري؟ بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد و بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بزارم؟ اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني؟خيال كنم با رفتنت دل منو نميشكني؟ اجازه هست بشم فدات ؟برم به قربون چشات؟


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/25 ساعت 18:42 موضوع | لینک ثابت


وفای شمع.......

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد.......


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/23 ساعت 23:1 موضوع | لینک ثابت


خداحافظ......

 خداحافظ ای عشق من .......یادم نرفته میگفتم همیشه.. که من میمونم پیشت.. هنوز میخوام بمونم ولی بدون نمیشه .خداحافظ تو ای دوست ..منو ببخش واسه ی همه کارم..............بزار عکساتو تا برام ..تا که بمونه باهام خاطرات عاشقا.. من میرم از اینجا میرم یه جای دور..بدونه شماها میگذره یه روزم به زور.. همه ی زندگیمو همه چیم این دلم بود ..بدون شماها چشمو دلم میشه کور..............


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/21 ساعت 13:9 موضوع | لینک ثابت


عشق....

عشق يعني شب نخفتن تا سحر. عشق يعني سجده ها با چشم تر .عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني سست و بي پروا شدن. عشق يعني ديدن بر در دوختن عشق .يعني در فراقش سوختن عشق يعنی سوختن یا ساختن. عشق یعنی زندگی را باختن. عشق یعنی قطعه ی شعری نا تمام عشق یعنی بهترین حسن ختام.....


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/20 ساعت 13:59 موضوع | لینک ثابت


خیلی سخته.....

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی...... خیلی سخته که سالگرد اشنایی با عشقت و بدون حضورش جشن بگیری...... خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز..... اونیکه فکر میکنی به خاطرش زنده ای...... خیلی سخته که غرورت و به خاطر یه نفر بشکنی..... بعد بفهمی دوست نداره...... خیلی سخته که همه چیزت و به خاطر اون یه نفر از دست بدی...... بعد بهت بگه: دیگه نمیخوامت


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/18 ساعت 20:59 موضوع | لینک ثابت


چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم.


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/14 ساعت 21:59 موضوع | لینک ثابت


یادمان باشد.....

800


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/14 ساعت 14:54 موضوع | لینک ثابت


همیشه یکی دوستت دارم........

چند تا دوسم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکي دوست دارم.........


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/13 ساعت 18:47 موضوع | لینک ثابت


!.!.!.!.!.! عشق!.!.!.!.!.!

«هميشه همين گونه بوده است» هميشه اين گونه بوده است : کسي را که خيلي دوست داري زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي . هميشه اين گونه بوده است : کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي از او در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي هميشه اين گونه بوده است : وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز پيراهن خوشبختي را کا ملا بر تن نکرده اي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي نا با ورانه او را در کنارت نمي بيني ، فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت تا دامنت را از بوسه و نور پرکند . هميشه اين گونه بوده است : او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که نام روزها را فراموش ميکني ، از عقربه هاي ساعت ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد راستي اگر هنوز او نرفته ؛ اگر هنوز باد همه شمعهايت را خاموش نکرده ؛ اگر هنوز مي تواني برايش يک گل بفرستي و غزلي از حافظ بخواني پس قدر تک تک نفسهايش را بدان ...
 


 

نوشته شده توسط مرضیه در 86/12/08 ساعت 22:30 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.